عشق مامان و بابا

بدون عنوان

سلام عزیز مامان   ببخشید نتونستم وب اپ کنم کلی حرف واسه گفتن دارم جونم برات بگه عشقم که ویار مامان خیلی شدید بود تا اخر 5ماه که ویار شدید داشتم و همش تهوع بی حالی وقتی رفتم تو 4ماه اینقدر که ویارم  شدید بود رفتم شمال بابایی برام بلیت  گرغت اومدم خونه مامان جونی دکترمم تا قبل 3ماه اجازه نمیداد بلاخره 8مرداد اومدم شمال این از این بعدش دوری ار بابا دلتنگی من شروع شد خونه ی مامان جونینا اینجاهم تا پایان ماه 5ویار شدید داشتم از 55  کیلو شده بودم 50  کیلو یه دکتر خوبم پیدا کردم تو لاهیجان واقعا دکتر عالی هست الاهی من قوربونت برم نیکا مامان قوربون حرکاتت برم نفسم با هر حرکنت من عاشقترت میشم بابایی بعد کلی دوری و دلتنگی بلاخ...
26 مهر 1393
1